محمد ابراهيمى وركيانى

243

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

مردى شرور است . قيصر روم هم لشكرى فراهم آورده ، قصد شام دارد . على بن ابىطالب ( ع ) نيز در كوفه نشسته و تهديد مىكند . عمرو گفت : كار محمد بن حذيفه سهل است . پادشاه روم را با هدايا بفريب و با او صلح كن . او به يقين صلح مىكند و ضررى نمىرساند ؛ ولى كار على دشوار است . زيرا هيچ‌كس تو را با او برابر نمىداند و در همه‌چيز بر تو مقدم است . معاويه گفت : درست مىگويى ، ولى او را به كشتن عثمان متهم مىداريم . عمرو گفت : شگفت است كه من و تو خون عثمان مىطلبيم ، درحالىكه از تو يارى خواست و او را يارى ندادى و من هم او را رها كردم و به فلسطين گريختم ! معاويه گفت : اين سخنان را فرو گذار و با من بيعت كن . عمرو گفت : دين خود به دنياى تو ندهم تا از دنياى تو چيزى نستانم . معاويه گفت : مصر طعمه تو باشد ! در اين هنگام مروان بن حكم آمد و گفت : چرا با من مشورت نمىشود ؟ ! معاويه گفت : خاموش باش كه مشورت به خاطر تو است ! « 1 » آنگاه معاويه به نامه على ( ع ) جواب منفى داد و جرير بن عبدالله بازگشت . على ( ع ) با نود هزار سپاه در شوال سال 36 هجرى روانه شام شد و معاويه نيز با 85 هزار سپاه به جنگ على ( ع ) آمد و در صفين دو سپاه ملاقات نمودند . سپاهيان معاويه پيش‌دستى كردند و نهر فرات را در اختيار گرفتند . معاويه قسم خورد كه نگذارد لشكريان على ( ع ) از فرات آب بردارند . على ( ع ) سپاهيان خويش را چنين مخاطب قرار دارد : از شما خواستند كه دست به جنگ بگشاييد . پس يا به خوارى بر جاى بپاييد و از رتبه‌اى كه داريد فروتر آييد ، يا شمشيرها را از خون تر كنيد و آب را در اختيار گيريد . مرگ در زنده ماندنتان با خوارى است و زندگى در مرگ پيروزمندانه . « 2 » سپاهيان على ( ع ) با يك حمله جوانمردانه نهر را از آنان پس گرفتند . ياران معاويه گفتند : اكنون ما بيچاره خواهيم بود . عمرو بن عاص گفت : آنچه شما با على ( ع ) روا داشتيد او با شما

--> ( 1 ) . ابن‌اعثم ، الفتوح ، ص 364 ؛ ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 86 . ( 2 ) . سيد رضى ، نهج‌البلاغه ، خطبه 51 .